تبليغاتX
نفس عشق
نفس عشق

تبسم شیرین عشق گوشه ای ازنگاه خداست تنها به نگاهش می سپارمت

 

آدمی در زندگی همواره خود را می پوشاند؛ همواره در زیر قابی

که به چشم دیگران زیبا می آید مخفی است.تنها دو جا است که هر

کسی خودش است بستر مرگ و سلول زندان؛ و اکنون

این منم تنها انسانی که خود را در این هر دو جا

احساس می کند.امشب من خود را اسیری می یابم در

بستر مرگ؛محتضری در زندان….

خیلی تجربه ها! چه تجربه هایی که بسیاری با دو برابر سن من

فرصت آن را نداشته اند، کشمکش ها، مبارزه ها، رهبری ها،

کوشش ها، دشمن شکنی ها، شب ها و روزهای سخت و سال های

پر حول و هراس… و زندان هایی در پاریس، در ایران، در بلگراد، در

آفریقا، کشور چاد… چه بگویم؟ نمی دانی که در زندان چه ها

می آموزند! چه دانشکده ای است! چه کسی فرصت دارد ماه های

پیاپی را در یک دنیای سیاه یک متری در دو متری تنها وتنها

زندگی کند، فکر کند، به خودش فرو رود و هی بکاود و هی

بکاود؟ چقدر اندیشه و خیال آنجا آزاد است، فقط لش آدم زندانی

است اما روح آزاد است، به آزادی روح پس از مرگ لش!

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:8 توسط عاشق| |

 

وقتی بزرگ میشوی ، دیگر خجالت میکشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای میخوانند ، دست تکان بدهی
...
خجالت میکشی دلت شوربزند برای جوجه قمریهایی که مادرشان برنگشته

فکرمیکنی آبرویت میرود اگر یک روز مردم ــ همانهایی که خیلی بزرگ شده اند ــ دلشوره های قلبت را ببینند و بتو بخندند

وقتی بزرگ میشوی ، دیگر نمیترسی که نکند فردا صبح خورشید نیاید ، حتی دلت نمیخواهد پشت کوهها سرک بکشی و خانه خورشید را از نزدیک ببینی

دیگر دعا نمیکنی برای آسمان که دلش گرفته ، حتی آرزو نمیکنی کاش قدت میرسید و اشکهای آسمان را پاک میکردی !

وقتی بزرگ میشوی ، قدت کوتاه میشود ،آسمان بالا میرود و تودیگر دستت به ابرها نمیرسد، و برایت مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی میکنند

آنها آنقدر دورند که حتی لبخندشان را هم نمی بینی ، وماه ـ همبازی قدیم توـ آنقدر کمرنگ میشود که اگر تمام شب راهم دنبالش بگردی ، پیدایش نمیکنی !

وقتی بزرگ میشوی ، دور قلبت سیم خاردار میکشی وتمام پروانه ها را بیرون میکنی وهمراه بزرگترهای دیگر در مراسم تدفین درختها شرکت میکنی
وفاتحه تمام آوازها وپرنده ها را می خوانی !

ویک روز یادت می افتد که سالهاست تو چشمانت را گم کرده ای ودستانت را در کوچه های کودکی جا گذاشته ای !

آنروز دیگر خیلی دیر شده است ....
فردای آنروز تو را به خاک میدهند
و میگویند :
خیلی بزرگ شده بود.....

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:2 توسط عاشق| |

نتایج جالب MRI از مغز عاشقان
شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل می‌کنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد.
 
ولی ما نمی‌توانیم فقط با استارت‌زدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم. شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاه FMRI که از کارکرد مغز عکس می‌گیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند، یا عکس آنها را نشانشان داد.

کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هایی از مغز فعال می‌شود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمت‌هایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال می‌شود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف ماده‌ی مخدر به فعالیت می‌افتد. این قسمت‌های مغز، تشکر فوری را اعلام می‌کنند و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمت‌های دیگری هم دارد که مربوط به پاداش‌های طولانی‌مدت‌است.

دو پژوهشگر دیگر به اسم‌های بارتل و زیکی هم آمدند همین آزمایش را روی کسانی پیاده کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند؛ همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است .
 
عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمت‌هایی از مغز آنها را فعال می‌کند که مربوط به «پاداش‌های بلندمدت» است- همان قسمت‌هایی که وقتی شما به شغل مورد علاقه‌تان فکر می‌کنید یا موسیقی مورد علاقه‌تان را گوش می‌کنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.

نتیجه‌ی این پژوهش‌ها نشان می‌دهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکننده‌ی چیزهایی است که غیرقابل اتکا هستند، عشق رمانتیک هم که گهگاه دستمایه‌ی شعر و غزل و رمان و فیلم‌ها می‌شود و چیز قشنگی هم هست، قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.

بعضی اقوام اصلاً نمی‌دانند عشق چیست
عشق رمانتیک نه تنها کوتاه‌مدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همه‌ی اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما می‌شناسیم، می‌شناسند؟

دو پژوهشگر به نام‌های یانکویچ و فیشر، ۱۶۶ فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در ۱۴۷ فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در ۱۹ قومیت،هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات ، شعر و هنرشان هیچ اشاره‌ای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم تشکیل خانواده می‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم می‌کنند.
 
یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می بینیم، در آن فرهنگ‌ها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمه‌ی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. ۱۹ قومیت از این موتور استفاده نمی‌کنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن می‌شوند.

در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا‌نه؟»

۹۰ درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» ۳۳ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج کرده‌اند که عاشقشان نیستند و رابطه‌ی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم.

عشق نوعی بیماری است؟
برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شده‌اند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کرده‌اند. در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌کند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب ۷۰ بار ریشش را شانه بزند و اگر ۶۹ بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.

عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلول‌های پلاکت خون بیمار افزایش پیدا می‌کند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند. یعنی انگار عشق یک حالتی شبیه به وسواس اجباری ایجاد می‌کند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادت‌های خاصی می‌شود که نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل می‌کند.

هوش عاطفی‌ات را بالا ببر
با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه‌ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید و می‌تواند ازدواج موفق را تضمین کند. اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی‌افتد.
 
آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر کرده‌اند. پس خیلی وقت‌ها مشکل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ اما با هم نه: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌کنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین کند؟»

پژوهشهای زیادی نشان داده‌اند که «هوش عاطفی» یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می‌کند به احساساتمان آگاه باشیم، بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم، آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم، ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.

هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدی‌ترین نقش را دارد؛ اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا به زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر‌شود.

شما چقدر عاشقید؟
پرسشنامه‌ای که در دانشگاه نورث ایسترن بوستون تهیه شده، چندان به جزییات عشق‌کاری ندارد و به طور کلی، می‌خواهد ببیند اصلا شما عاشق هستید یا نه؛ و اگر عاشق هستید، چه‌قدر عاشقید؟ اگر برای خودتان هم دانستن جواب این سوال‌ها جالب است، دست به کار شوید و پرسشنامه را پر کنید.

طرز تکمیل پرسشنامه
عبارات صفحه۵۰ را بخوانید، معشوقتان را تصور کنید و به جای کلمه‌ی «او» نام معشوقتان را بگذارید. حالا جلو هر عبارت، این‌طوری شماره بگذارید:

اگر با هر عبارت کاملا موافق بودید، عدد ۷

اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶

اگر کمی موافق بودید، عدد ۵

اگر زیاد مطمئن نبودید، عدد ۴

اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد ۳

اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲

و اگر کاملا مخالف بودید، عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید.
حالا شروع کنید:
 
1- همیشه برای رسیدن به او خیلی عجله دارم.
 
2- او را خیلی جذاب می‌دانم.

3- او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد.

۴-  برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم.

5- به نظر من او خیلی دلنشین است.

۶-  دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم.

7- وقتی کاری را با هم انجام می‌دهیم، آن کار برایم خیلی خوشایند می‌شود.

8- دوست دارم که او حتما مال من باشد.

9- اگر اتفاقی برای او بیفتد، خیلی ناراحت می‌شوم.

10- خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم.

11- این برایم خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد.

12- وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم.

13- برایم خیلی دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم.

14- واقعا خیلی به او علاقه دارم.

تفسیر آزمون
حالا عددهایی را که جلو هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید. شمایی که بالای ۸۹ نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است: بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به سوالات پاسخ داده‌اید، در عشقتان هیچ شکی نمی‌توان کرد!

اگر نمره‌تان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد، عاشق هستید و چیزی نمانده است که به بالای قله‌ی عشق برسید.

اما اگر نمره‌تان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. کسانی هم که از ۶۸ پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد، چندان عاشق نیستند. کسانی که از ۵۸ پایین‌ترند هم که عمرا عاشق باشند! این گروه بهتر است پیشه‌ی دیگری برای خودشان دست‌وپا کنند و اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق!
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 11:16 توسط عاشق| |

 
۹ راه برای رومانتیک بودن
بسیاری از افراد بطور خدادادی دارای استعداد برای انجام رفتارهای رمانتیک می باشند. حتی بی احساس ترین انسانها نیز می توانند میز شام رمانتیکی را تدارک دیده، بدون دلیلی خاص گـل بـه خـانه آورده و یا به یکباره شروع به تحسین و تمجید از همسرشان بنمایند.

در زیر پیشنهادات ساده ای ارائه شده اند که براحتی و بدون زحـمت بـسیـار مـی توانید همسر خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای اینکار آماده شوید.

لیستی را تهیه کنید:

لیستی از مناسبتهای گوناگـون از قـبـیل تـاریخ اولیـن روزی که همدیگر را ملاقات کردید، سالروز ازدواج و تاریخ تولد، را تهیه نمایید. در ایـن روزهـا کـمی آب و رنگ به زندگی خود دهید. غذایی مخصوص درست نمایید (و یا سـر راه از بـیـرون تـهیه کنید). برای او کارت تبریک خریده و یا نامه ای کوتاه برایش بنویسید تا بفهمد که فراموشش نکرده اید.

بسلامتی او بنوشید:

هنگامی که سر میز شمام می نشینید، بـسلامـتی هم بنوشید. حتما نباید مشروبات الکلی باشد، یک لیوان آب خـنـک یـا چـای نـیـز هـمـان کـار را انـجـام می دهد. جمله ای عاشقانه به او گفته و به سلامتی آن بنوشید.

جلو رفته و او را نوازش کنید:

از قدرت نوازش استفاده کرده تا خاطره ای ماندگار را برای او در طول روز باقی بـگـذاریـد. چنین چیزی نیست که بگوییم برای بوسیـدن هنـگام خـداحافـظی و رفتـن از خـانه وقـت و نیز زمان برگشتن، وقت نداریم. همـچـنـیـن در آغـوش کشـیدن یـکـدیـگر بـعد از یک روز پردغدغه عملی در خور تقدیر است.

یک آلبوم عکس تهیه کنید:

همیشه عکس بگیرید. دوربـیـن خـود را فـقط برای روزهای تعطیل و مناسبت های خاص مورد استفاده قرار ندهید. آلبوم عکسی از زنـدگی روزمـره خـود ایـجاد نـمـایـید. هر دوی شما بعدها گرمی لحظات با هم بودن را هنگامی که به آن تصاویر نگاه میکنید، تحسین خواهید کرد.

از چیزهای جالب نوت برداری کنید:

هر روز چیزی را برای او کنار بگذارید. یک مـقاله شنیدنی از روزنامه، لینکی در یک سایت و یا داستانی که در محل کارتان شـنـیـده ایـد. او از ایـنـکه در طـول مـدت روز بـه فـکـرش بوده اید از شما قدر دانی خواهد کرد.

فکور باشید:

هر روز کاری فکورانه برای وی انـجـام دهـیـد. از درسـت کـردن یـک اسـتکان قهوه گرفته تا چسباندن یک یادداشت عاشقانه به کیف او و یا قـرار دادن شـکـلات مـورد عـلاقـه اش در کنار بالش پیش از وقت خواب. هر فردی عاشق برخورد با چیزهای غافل گیرانه رومانتیک می باشد.

به سر و وضع خود برسید:

بگـذاریـد شـمـا را در بـهـتـرین حالت ببیند. ایـن اشـتـبـاه اسـت که فقط هنگام ملاقات با غریبه ها آراسته و مرتب بـاشـیم. اغـلب زنان دوست دارند همسرشان را تمیز، مرتب و در شیک ترین لباسها ببینید.

در مورد خلق و خوی خود با او صحبت کنید:

با او صادقانه در مورد احساسات خود صحبت کنید. اگر دچار استرس یا ناملایمات زندگی می باشید، آنها را با او مطرح کنید. همسرتان صادقت شما را تحصین نموده و وقـتـی با ناراحتی وارد منزل می شوید، آن را یک مسئله شخصی تلقی نخواهد نمود.
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 11:12 توسط عاشق| |

ولنتاین

کارت پستال ولنتاین


ولنتاين كشيشي بود كه يك روز در دنيا رو به اسم خود ثبت كرد
روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) است که روز عشق و محبت نامیده شده و در این روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر بهرنحوی ابراز کنند…
این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمیشود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند، اعضای فامیل و … هدیه میدهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند،
روایات زیادی در باره ولنتاین وجود دارد که یکی از انها به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل در جنگاوری میکنند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند، به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد.. و آنها كه نامزد كرده اند، فوراً نامزدي خود را به هم زده و نامزد خود را ترك كنند. در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد... گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند...






به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را فرستاده است... این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود... جالب است بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است... . عشق اون براي اون دختر و ايمان و اعتقاد قوي اون باعث شد بتونه قبل از مرگش  به طور معجزه آسايي نابينايي دختر رو شفا بده . عشق به وجود آمده ميان اين دو، داستان ديگري شد و ولنتاين قبل از مرگش غزل خداحافظي رو براي اون دخترخواند. يك نوشته با امضاي خود به دختر زندان بان داد با اين عنوان: «تقديم با عشق از طرف ولنتاين تو!» و اكنون بعد از گذشت سال هاي بسيار، مردم روز ۱۴ فوريه سال ۲۶۹ پس از ميلاد را به ياد او جشن مي گيرند.جشن روز ولنتاين كه به عنوان هاي مختلف چون: روز عشق، روز دوست داشتن و روز نامزدها مطرح مي شود مردم بسياري را جذب خود كرد و اكنون در نيمه سرد بهمن ماه بسياري با نگاه يك جشن بين المللي ولنتاين را جشن مي گيرند . عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است... شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد...
به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است.... تعجبی ندارد اگر در قرون وسطی ولنتاین یکی از محبوبترین قدیسه ها بین مردم انگلستان و فرانسه بوده باشد.
خوش بحال ولنتاین...   از اون بیشتر خوش بحال...

سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد

.
۱- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز می باشد.

- کیوپید(CUPID): کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق می شود. کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن «آرزو » است. کیوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کیوپید در افسانه های یونانی اروس (EROS) نام دارد.

- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند. -

گل رز
: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن می داد.

6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است

.7- علامت”X”: این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.

۸- روبان قرمز:
این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنـگـامیکه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود میبردند.




هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عطر های ویژه ولنتاین , عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.

 

رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.

ماهم ولنتاین. روز عشق رو  به همتون پیشاپیش تبریک میگیم

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 7:1 توسط عاشق| |

 

زندگي با صدا شروع ميشه

اما بي صدا تموم ميشه

عشق با ترس شروع ميشه

اما بااشك تموم ميشه

دوستي واقعي هر جايي شروع ميشه

اما هيچوقت تموم نميشه

 

چه مي شود تو صدايم كني به لهجه موج................

به لحن نقره اي وبي صداي چشمانت..............

توهيچ وقت پس از صبر من نمي آيي.......

در انتظارچه خاليست جاي چشمانت....

 

هميشه آنقدرساده نرو ومگذر لااقل نگاهي به پشت سرت كن!

شايد كسي به دنبال تو مي دودو نامت را با صداي بي صدايي فرياد مي زند!

وتو هيچوقت اورانديدي.........

 

درد يك پنجره را پنجره ها مي فهمند…

معني كور شدن را گره ها مي فهمند…

سخته بالا بروي ،ساده بيايي پايين…قصه تلخ مرا سرسره ها مي فهمند…

يك نگاهت به من آموخت كه در حرف زدن ،چشمها بيشتر از حنجره ها مي فهمند…

 

گوشهاي خدا پر از آرزوهاي توست ودستهايش پر ازمعجزه!

آرزويي بكن…شايد كوچكترين معجزه اش،بزرگترين آرزوي تو باشد…!

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 11:54 توسط عاشق| |

 


شايد هر كسي عاشق باشد و عاشقي كند

من نيزعاشقم..... عاشق غروبم

 عاشق نشستن و خيره شدن به غروب

 عاشق ابرم و آسمان آبي

 عاشق آب و سنگ انداختن در آب و گوش كردن به صداي دلنشين موج

عاشق دلباختن با يك نگاهم

من عاشقم..... عاشق بغض هاي خفته

 عاشق سكوت مرموز دل هاي شكسته ....

عاشق گم شدن و به اوج رسيدن در خيال...

 من عاشق صداي مادرم  و آرامشي كه به من مي بخشد

 من عاشق لحظات غروبم ...

عاشق برگ زرد خزان و خش خش برگ ها...... زير پاي عاشقان دل شكسته 

 عاشق زمستانم و سرمايش ... بهار و طراوتش.... تابستان و زيبائي اش

 من هر غروب عاشق مي شوم و تمام طول شب عاشق مي مانم....

 به سرزمين خيال مي روم و از عشق مي نويسم....

 از احساس خوب عاشق بودن.....!!

 من عاشقم....عاشق اين احساس زيبايم.......

 

 

 

شرمنده ازغيبت چند ماهم.......

عاشقتونم

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 17:12 توسط عاشق| |

زنستان

 

شادروان (مهدی سهیلی)در چندین سال پیش،زمانی که مد بیش از حد رواج داشت بر اساس قسمتی از کتاب گلستان سعدی قطعه ی زیر را به نام ((زنستان))تنظیم نموده که در حد خود جالب است.

**لذت زن را قند وعسل که ازدواجش موجب محنت است وبه طلاق اندرش مزید زحمت.هرلنگه کفشی که بر سر ما می خورد مضر حیات است وچون مکررشود موجب ممات.پس در هر لنگه کفشی دو ضربت لازم است وبر هر ضربتی آخی واجب.

از جسم ضعیف که بر آید                                                                       کز عهده ی آخش به درآید

ضربو آل نساءکفشاء وقلیل من الرجال المضروب

مرد همان به که به وقت نزاع                                                                      عذر به درگاه نساءآورد

ورنه زنش از اثر لنگه کفش                                                                           حال او را به جا آورد

ضربه ی لنگه کفش لا کتابش همه را رسیده ومیخ گنده ی بد لعابش بدن ها دریده،جیب شوهر را به قیچی خیاطی بدرد وحقوق یک ماهه او را به بهای جزیی بخورد.

ای که از جیب شوهربدبخت                                                                 روز وشب اسکناس برداری

کی به ده تو من شوی راضی                                                               تو که بر صد تومن نظر داری

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 16:37 توسط عاشق| |

بدانیم قدر ثانیه ها را!تنها یک ثانیه!تیک تاک،تیک تاک!

این آوای زمان وزمانه هست که می گذرد!بشنویم وبدانیم،جوانیم وجوانی می کنیم در امتدادروز های بی شمارمان،ثانیه ها از پس ثانیه ها،دقیقه ای در پی دقیقه ای،ساعتی از پس اش ساعتها،می گذرد وروز وشب،هفته،هفته ها،ماه ،ماه ها ،سال وسالیان...!

در یابیم که عمر ماست،آوای زمان تنها نهیبی است تا کوششی افزون کنیم،تافرصتی در بدو تولد نا به هنگامه اش ادراک کنیم،تانکشیم همه ی فرداهای خود را...

چه فرق دارد،می خوانی ،می نویسی،فکر می کنی،می خندی،اشک می ریزی،عاشق میشی و...

تنها باور کن زمان را مغرور نشو،که تو تنها قایقی بر عمری که بر تو می گذرد...

تیک تاک ،تیک تاک،گوش کن، نترس ،خوش باش ،صدای عمرمان شنیدنی هست،صدای لحظه هامان،فقط باید گوش کرد ودانست،فرصتی بی نظیر در انتظار توست پس عاشق باش ،عاشق همه چیز حتی فاخته ای که بعد از ظهر های دلگیر کو کو می کند،وعاشق خدا باش،تیک تاک ،تیک تاک...!

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 16:9 توسط عاشق| |

ماه عسل

                  نو عروسی زصفا گفت شبی با داماد

نام این ماه چه کس ماه عسل بنهادست؟                

                   گفت داماد به لبخند جوابش کاین ماه

ماه غسل است ولی نقطه آن افتادست                

 

 

کتاب های خرافی

مردی وارد کتاب فروشی شد وگفت :کتاب مرد،رئیس خانواده را می خواستم.

فروشنده گفت :تشریف ببرید سمت چپ قسمت کتاب های خرافی!!!

 

 

ابن کثیر

زنی فاجره وبد کاره را پسری متولد شد،پس او رانزد یکی از دانشمندان بردند تا نام گذاری کند

آن دانشمند گفت:نام او ابن کثیراست!!!

 

شوخی، اما بسیار جدی

 

بهشت: آنجا که زن نیست.

عقد نامه:سند بندگی مرد.

رختخواب:به ظاهر جای خوابیدن.

حلقه  نامزدی:حلقه ای که به جای گردن به دست می کنند.

عروسی:شب وفات ازادی مرد.

عاشق:کور چشم دار

چک بی محل:بیوه ای که به نام دختر به مرد قالب شودومادرش هم پشت قباله باشد.

مادر زن:کلمه ای که پشت انسان را به لرزه در می آورد.

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 10:8 توسط عاشق| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - قالب وبلاگ